يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

271

سفرنامه هاى سهام الدوله بجنوردى ( فارسى )

نامويس « شادى » « * » نوشتهء پرويز اذكائى تقديم به دوست ديرين دانشور ، قدرت اللّه روشنى زعفرانلو ، كه هم به فرمودهء او نوشته آمد . شادلو / شاديلو ، نام يكى از تيره‌هاى كردان ايران ، اسم منسوب است ، كه علامت يا آدات نسبت در آن ، پساوند نسبت « لو » تركمانى در پايانهء واژهء ناب فارسى « شادى » باشد . اين ادات نسبت يا پسوند « لو » در پايانهء اسامى فارسى طوايف ايرانى و كردى تقريبا از اواخر سدهء هشتم ( ه . ق . ) بر اثر تسلّط پر دامنهء سياسى - نظامى تركمانان ، از جمله عشاير قراقويونلو و آق قويونلو ، و جز اينها در نواحى غربى ايرانزمين و سرزمين « جبال » قديم كمابيش تداول و كاربرد فزاينده يافت . قبل از آن تاريخ ، ادات نسبت در اسامى طوايف ايرانى و تيره‌هاى كردى ، همان علامات نسبت فارسى و پهلوى « ان » ، « گان » ، « ى » و « وند » مىبود ، چنان كه وجه نسبت يا اسم منسوب « شادى » همانا شاديگان يا حسب تلفّظ كردى شادنگان و صورت معرّب آن « شاذنجان » بوده است . مسعودى ( م 346 ق ) در بيان اجناس و انواع كردان ، از جمله « شادنجان » و « لران » را در جزو طوايف بلاد جبال ايران ياد كرده « 1 » ، كه « شادنجان » حسب تلفظ كردى ، چنان كه ياد شد ، همان « شاديگان » باشد ، يعنى طايفهء منسوب به اسم « شادى » كه از اعلام كهن

--> * مراد از « نامويس » ، معادل اصطلاح Ethnonym است كه « نامنژاد » ترجمه كرده‌اند ، و به نظر ما رسا نيست . اما اصطلاح « نامويس » مركّب از واژهء « نام » فارسى ( - اسم ) و « ويس » اوستايى و پارسى باستان ( - طايفه / قوم / قبيله ) ، و مراد از « نامجا » هم معادل اصطلاح « Toponym » مىباشد . ( 1 ) مروج الذهب ، طبع شارل بلّا ، ج 2 ، ص 251 / التنبيه و الاشراف ، طبع ليدن ، ص 88 - 89 .